عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

96

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

سركس [ 1 ] بربط زن ، و شيرين و باربد [ 2 ] و بهروز [ 3 ] كه چندين نوا و دستان خسروانى بنهادست . و سه هزار زن [ 4 ] بود او را ، و هر سال هفتصد [ 5 ] و نود [ 39 ] و پنج بار هزار هزار درم دخل خزينه بود كه از ولايت بخزينه آوردندى . و چون او بمرد ، اندر خزينهء او خريطه يافتند ، و اندران خريطه نه [ 6 ] تا انگشترى بود ،

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : سركس ؟ اين نام در شاهنامه و ديگر كتب فارسى سركش ، و در مجمل ( ص 81 ) سركيس رومى است . فردوسى گويد : يكى مطربى بود سركش بنام * برامشگرى در شده شادكام ( 4 ر 235 ) در كتب عربى و از آن جمله در غرر اخبار ملوك الفرس ( ص 694 ر 704 ) سرجس است . كريستن سين گويد : سركش از مشهورترين موسيقى دانان دربار خسرو پرويز بود . رواياتى كه در باب او بما رسيده مأخوذ از خوذاى نامگ ( خداى نامه ) نيست ، و از كتب ديگر اواخر عهد ساسانى نقل كرده‌اند ، تفصيلى كه فردوسى و ثعالبى داده‌اند ، افسانويست . نام اصلى وى در يونانى SUIQRES بود ، و تلفظ فارسى سركش شايد از املاى سريانى آن سرگش يا سرگيش اخذ شده باشد ( حواشى برهان 1127 ) . [ ( 2 - ) ] باربد در برهان بضم و باى دوم است كه بفتحهء آن هم آمده ، وى از جهرم شيراز بود و سرود خسروانى از مخترعات اوست ( 1 ر 215 ) كريستن سين مىنويسد : باربد را در خط پهلوى مىتوان HDAB ) A ( LHAB خواند ، و چون در نسخ فارسى غالبا امتيازى بين ب و پ نميگذارند ، اين كلمه را پهلبد نيز خوانده‌اند ، بدون شك صورت اصح آن باربذ است ( ساسانيان 506 ) ضبطهاى مختلف آن در فارسى و عربى فهلبذ - فهربذ - پهلبذ - باربذاست براى تفصيل احوال او رجوع كنيد به ساسانيان كريستن سين بعد از صفحه 506 . در اصل مار بذر است و فردوسى بفتحهء باء دوم خوانده و گويد : زرامشگران سركش و باربد * كه هرگز نگشتيش بازار بد . ( شهنامه 4 ر 243 ) . [ ( 3 - ) ] در مجمل ( ص 96 ) گويد : اندر عهد خسرو پرويز . . . سمر گوى به روز بود ، [ ( 4 - ) ] هر دو : هزاران ؟ مجمل ( ص 79 ) : و دوازده هزار زن در شبستان او بودند از بنده و آزاد . [ ( 5 - ) ] مخفف هفت صد . [ ( 6 - ) ] در اصل نقطه ندارد . مسعودى گويد ( 1 ر 237 ) و كان لا برويز تستة خواتم تدور فى امر الملك .